معنا یابی واژه ولایت در آیات و انواع آن24
الف: ولایت تکوینی25
ب: ولایت تشریعی26
جمع بندی28
فصل دوم: آیات دلالت کننده بر امامت امام علی و اهل بیت به دلالت مطابقی30
درآمد31
گفتار اول: آیه ولایت32
معنایابی واژه‌ها32
نقش معنای واژه إنما:33
معنای واژه ولی33
شان نزول آیه ولایت‏35
آیه ولایت و نگرش کلی مفسران امامیه37
آیه ولایت و نگرش کلی مفسران اهل سنت39
دیدگاه طبری و دلایل آن41
نقد و بررسی43
1- اهمیت و معنای سیاق44
2- شرایط و ضوابط اعتبار سیاق44
جمع بندی48
گفتار دوم: آیه تبلیغ49
شأن نزول آیه تبلیغ50
آیه تبلیغ و نگرش کلی مفسران امامیه54
آیه تبلیغ و نگرش کلی مفسران اهل سنت55
1- نزول آیه در مورد حراست در مکه55
2- نزول آیه درباره رجم و قصاص56
3- نزول آیه در جنگ با بنی انمار56
4- نزول آیه درباره مکر یهود56
دیدگاه طبری و دلایل آن57
نقد و بررسی59
جمع بندی61
گفتار سوم: آیه مباهله62
معنای واژه مباهله63
شأن نزول آیه مباهله64
آیه مباهله و نگرش کلی مفسران امامیه65
آیه مباهله و نگرش کلی مفسران اهل سنت67
دیدگاه طبری و دلایل آن68
نقد و بررسی70
جمع بندی70
فصل سوم: آیات دلالت کننده بر امامت امام علی و اهل بیت به دلالت التزامی72
درآمد73
گفتار اول: آیه اطاعت73
معنای واژه اولی الامر74
آیه اطاعت و نگرش کلی مفسران امامیه75
آیه اطاعت و نگرش کلی مفسران اهل سنت84
1- حاکمان و والیان84
2- فرماندهان سپاه در سرایا در عصر پیامبر85
3- فقیهان و عالمان دینی85
4- خلفای راشدین یا ابوبکر وعمر86
5- افراد اهل حل و عقد86
دیدگاه طبری و دلایل آن86
نقد و بررسی89
الف: تناقض دلالی اخبار89
ب: نبود امتیاز عصمت برای مصادیق ذکر شده90
جمع بندی90
گفتار دوم: آیه امامت92
شخصیت ابراهیم در آیات قرآن92
مقامات پیامبران در عبارات قرآن93
الف: مقام نبوت93
ب: مقام رسالت94
ج: مقام امامت95
تفسیر واژگان آیه امامت96
معنای واژه «ابتلا»96
معنای «کلمات» از دیدگاه مفسران96
معنای امام و امامت98
معنای لفظ «ظالمین»98
آیه امامت و نگرش کلی مفسران امامیه100
آیه امامت و نگرش کلی مفسران اهل سنت104
دیدگاه طبری و دلایل آن106
نقد و بررسی109
جمع بندی109
گفتار سوم: آیه صادقین111
معنایابی لفظ صدق112
صدق در اصلاح قرآنی113
آیه صادقین و نگرش کلی مفسران امامیه116
1- محتوای آیه117
2- روایات صادره از پیغمبر اکرم و معصومین119
آیه صادقین و نگرش کلی مفسران اهل سنت120
دیدگاه طبری و دلایل آن122
نقد و بررسی123
جمع بندی124
نتیجه گیری126
فهرست منابع و مؤاخذ128
مقدمه
تفسیر قرآن کریم در گرو معرفت آن است و چون شناخت آن درجات گوناگونی دارد بنابراین تفسیر آن نیز مراتب مختلفی دارد. بعضی قرآن را در اثر اتحاد با حقیقت آن می‌شناسند مثل پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت که به منزله جان رسول خدا هستند.
بعضی دیگر قرآن را بر اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود، می‌شناسند که تبیین آن کشش خاص، برای کسی که از آن نفحه نصیبی ندارد میسور نیست.
و گروه سوم قرآن را با بررسی ابعاد گوناگون اعجاز وی می‌شناسند که اکثر قرآن شناسان و مفسران از این دسته‌اند.
کامل‌ترین شناخت قرآن همانا معرفت عمیقانه طبقه اول است که نه تنها به تمام معارف آن آشنایی کامل دارند بلکه در مرحله عقل، قرآن معقول و در مرتبه مثال، قرآن متمثل و در مرتبه طبیعت، قرآن ناطق می‌باشد و این بخاطر آن است که حقیقت ولایت و حقیقت قرآن گرچه مفهوما از یکدیگر جدا می‌باشند ولی از لحاظ مصداق و همچنین حیثیت صدق، مساوی و متحدند.
گروه دوم به واسطه آیات انفسی قرآن به سوی این هدف والا جذب شده‌اند و با کشش قرآن وارد دریای بیکران او گشته‌اند.
اما دسته سوم با بررسی ابعاد اعجاز آمیز قرآن کریم آن را می‌شناسند و قرآن شناسی آنان از روزنه‌های بیرونی است و کلام خدا را از پشت پرده‌های الفاظ و مفاهیم و مانند آن می‌بینند و از حجاب مصطلحات نمی‌گذرد.
به همین دلیل ده‌ها کتاب در باب تفسیر قرآن به شیوه‌های مختلف تاریخی، ادبی، روایی، فلسفی و… به رشته تحریر در آمده است و هر مفسری از باب تخصص خود به دریای بی کران قرآن نگاه کرده است. با این نگاه‌های یک جانبه به دریای بیکران قرآن، لاجرم بعضی از پرده‌های قرآن کنار خواهد رفت اما سایر چهره‌های قرآن و بطون آن بر ما پنهان است. و این بدان معنا نیست که انسان به دنبال کشف القناء نرود، بلکه یقینا هر قدر ظرف اندیشه ما بزرگ‌تر شود مقدار بیش‌تری از این دریای بیکران را درون خود جای خواهد داد. از این رو بر دانشمندان واجب است تا در همه اعصار و زمانها تلاش کنند تا حقایق بیش‌تری از قرآن کریم و ولایت که پیوند عمیقی با هم دارند را – چنانکه پیامبر اکرم فرمودند: «إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی…» بیاموزند و به آنچه تا کنون بوده قناعت نکنند زیرا پیامبر اکرم فرموده شگفتیهای قرآن هرگز تمام نمی‌شود و نوآوریهای آن به کهنگی نمی‌گراید.
آری، پیوند عمیقی بین قرآن و ولایت و امامت وجود دارد به نحوی که شیعه آن را از اصول اعتقادات، و یک منصب الهی و دنباله رو نبوت پیامبران می‌داند. شیعه آن قدر برای امامت ارزش قائل است که امام رضا می‌فرماید: «کلمه لا إله إلا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» در واقع امام شرط توحید را امامت و ولایت می‌داند.
اما عالمان اهل سنت امامت را به عنوان یک فرع فقهی می‌دانند و نگاه سطحی به مسأله امامت دارند. از جمله این عالمان، محمد بن جریر طبری صاحب تفسیر جامع البیان فی تفسیر آی القرآن است. ایشان به خاطر تخصصش در تاریخ، فقه، حدیث و تفسیر از جایگاه قابل ملاحظه‌ای در میان عالمان اهل سنت دارد به گونه‌ای که تفسیر او را ام التفاسیر می‌دانند. لذا بررسی دیدگاه تفسیری وکلامی او در آیات امامت و ولایت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و پاسخ به آن‌ها زمینه ساز پاسخ به شبهات وهابیت برای محققان خواهد بود.
به همین خاطر به تفسیر وی که یکی از مهم‌ترین تفاسیر اهل سنت می‌باشد مراجعه کرده و آن را محور بحث خود قرار می‌دهیم و قصد داریم با بررسی و تبیین و تحلیل آیات ولایت و امامت – که از مباحث مهم و ضروری مذهب تشیع است – در این تفسیر به نقد عالمانه نظرات محمد بن جریر حول مبحث امامت و ولایت اهل بیت بپردازیم تا حقایق تاریخی را مطابق با اصول تفسیر صحیح درباره آیات منتخب استخراج نماییم.
فصل اول
کلیات و مفاهیم
گفتار اول: کلیات
تبیین مسأله
امامت یکی از مباحث مهم علم کلام است و در اصطلاح شیعه به معنای جانشینی درتمام شئون نبی اکرم منهای دریافت وحی تشریعی است که برای 12 نفر از ائمه معصومین مطرح می‌باشد.
علمای شیعه برای اثبات ولایت امامان معصوم به خصوص علی بن ابی طالب به آیه‌های (ولایت، مباهله، اکمال و ابلاغ، اطاعت، امامت و صادقین) استدلال نموده‌اند.
اما در مقابل، اهل سنت بر این باورند که به وسیله این آیات، ولایت آنان قابل استدلال نیست.
از این رو این پایان نامه در صدد آمده تا نظریه و مستندات محمد بن جریر طبری نویسنده کتاب جامع البیان فی آی القرآن متوفی 310هـ.ق. که به عنوان یک مورخ، مفسر، محدث، در میان اهل سنت مطرح می‌باشد، در رابطه با آیات مورد اشاره باز اندیشی و تجزیه و تحلیل قرار دهد زیرا طبری یکی از دانشمندان برجسته نزد اهل سنت است و نقد و بررسی دیدگاه او دارای اهمیتی مضاعف است از این رو قلمرو این نوشتار در حوزه آیات شریفه بیانگر امامت و ولایت اهل بیت و در چارچوب نظریه مفسران قرار گرفته است. هرچند این پایان نامه به مناسبت، به برخی از مبانی نظری موضوع امامت و دیدگاه متکلمان اشاره خواهد داشت.
پیشینه تحقیق
مسأله امامت و ولایت موضوعی است که از قرن‌ها پیش مورد بحث و گفتگو میان اندیشمندان و عالمان شیعه و اهل سنت بوده است و هر گروه تلاش نموده‌اند بر اساس آیات قرآن و روایات و شواهد تاریخی مدعای خود را به اثبات برسانند اندیشمندان و مفسرینی مثل شیخ طوسی در تفسیر تبیان جلد یک و سه و علی بن ابراهیم قمی در تفسیر قمی جلد یک، طبرسی در مجمع البیان جلد سه، ابوالفتوح رازی در روضه الجنان و دیگر مفسران امامیه از زاویه نگرش تفسیری به موضوع امامت و به خصوص آیات ولایت به تفصیل پرداخته‌اند ولکن پنهان نماند که محدثان امامیه با نگرش روایی در روایات صادره از معصومین مجموعه‌ای از آیات را مبتنی بر روایات در حوزه امامت پژوهی مورد توجه قرار داده‌اند از جمله: کلینی در کافی جلد یک، مفید در الارشادجلد یک، طبرسی در اعلام الوری و الاحتجاج جلد یک، شیخ حر عاملی در اثبات الهداه جلد دو. با این وصف در عصر حاضر برخی از دانشوران به دلیل اهمیت موضوع امامت، از زوایای کلامی، تفسیری، و روایی، و گاه تاریخی دامنه گفتگوها را در این باره باز نموده‌اند. لکن بر حسب تتبعی که صورت گرفت پیشینه‌ی خاصی که به بررسی و تبیین آیات ولایت در تفسیر جامع البیان فی آی القرآن طبری بپردازد، یافت نشد.
جدید بودن و نوآوری تحقیق
با توجه به جایگاه طبری در بین علمای اهل سنت که به عنوان یک مورخ، محدث و مفسر مطرح است نقد وبررسی دیدگاه‌های ایشان در موضوع ولایت و امامت اهمیت ویژه‌ای دارد. همانطور که در پیشینه بیان شد اکثر نویسندگانی که در این حوزه قلم زده‌اند بیش‌تر به جنبه دلالی آیات ولایت و امامت اشاره داشته و گاه کوتاه و گاه به ابهام و ایهام پرداخته‌اند، آنچه شاید بتواند این رساله را از دیگر نوشته‌ها تمایز دهد موارد ذیل است:
1) جداسازی آیات بیانگر و اثبات کننده امامت و ولایت از آیات تفسیرگر فضائل، مناقب، و حقوق اهل بیتاست.
در توضیح باید گفت که عالمان و نویسندگان به طور عموم در روش و پردازش به استدلال در امامت اهل بیت، گاه آیات فضائل را بیان کننده جایگاه امامت آن بزرگواران دانسته‌اند در حالیکه این دسته آیات هر چند گویای درجه و رتبه اهل بیت است لکن به دلالت مطابقی یا التزامی به معنای اصطلاحی آن، بر امامت آن حضرات معصومین دلالت ندارد.
2) تمرکز بر موضوع امامت و پرهیز از منازعات کلامی و تاریخی.
این رساله کوشیده است تا محور امامت را در چارچوب کلام وحی جست و جو کند بدین سان دید گاه مفسران را در تفسیر آیات شریفه با موضوع امامت محور گفتگوها قرار داده است و از بیان نظریه متکلمان و مورخان و تا حدودی محدثان که در قلمرو آیات شریفه قرار نمی‌گیرند پرهیز شده است (هر چند موضوع امامت از زوایای مختلف کلامی، تاریخی، روایی، قابل بررسی است)

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3) توجه به مسأله محوری.
این نوشتار بر مسأله امامت از زاویه نگرش و بینش یکی از پرآوازه‌ترین شخصیت‌های جهان اهل سنت یعنی محمد بن جریر طبری رو آورده است. بدین سبب دایره تحقیق این نوشتار بر یک مسأله و آن تفکر طبری به نمایندگی و سخن گویی از جامعه اهل سنت تمرکز یافته است.
ضرورت تحقیق
همانطور که از بررسی پیشینه به دست می‌آید اثری که به طور مستقل متضمن تجزیه و تحلیل و نقد مبانی فکری و نظری طبری در تفسیرش باشد یافت نمی‌باشد هر چند در لابه لای کتب، مطالبی به صورت پراکنده در نقد آراء ایشان دیده می‌شود اما وافی به مقصود نیست در حالی که در عصر ما به خصوص پس از انقلاب اسلامی از یک طرف شاهد رشد چشم گیر و قابل توجه علاقه به مکتب تشیع و بیداری ملت‌های اسلامی بوده و از طرف دیگر شاهد هجمه تبلیغاتی و شبهه افکنی جریان سلفی گری و تکفیری علیه مکتب اهل بیت و ولایت و خلافت امام علی و امامان هستیم که از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای، سایت‌ها و کتب با زبانهای مختلف به دشمنی خود ادامه می‌دهند.
بنابراین ضرورت تنظیم پایان نامه‌ای در رابطه با نقد و بررسی مبانی علمای اهل سنت آن هم با رویکرد بررسی اسناد و مستندات کاملا احساس می‌شود.
در نتیجه ارائه اثری مستقل که به طور مستوفی به تجزیه وتحلیل مبانی کلامی طبری و اثبات ولایت اهل بیت بپردازد و در آن مهم‌ترین مستندات را بررسی نموده و به شیوه‌ای متقن پاسخ دهد کاملا ضروری است.
هدف تحقیق
از یک طرف تفسیر طبری چون یک تفسیرروایی است غالب اشکالاتی که وارد می‌نماید اشکالات روائی است و از طرف دیگر آرا طبری به عنوان یک مورخ، مفسر و محدث در میان علمای اهل سنت بسیار مورد توجه است لذا بررسی مستندات طبری در تفسیرش که از جمله مهم‌ترین آن‌ها استنادات روایی است از اهمیت ویژه‌ای بر خوردار است که در پرتو این نقد و بررسی نقاط اشتراک و افتراق در دیدگاه و در نهایت، ضعف دیدگاه ایشان مشخص و مبانی شیعه در اثبات ولایت و امامت اهل بیت تقویت می‌گردد و در پایان حقایق تاریخی مطابق بااصول تفسیری صحیح مشخص و زمینه ساز کشف حق از باطل خواهد بود.
سؤالات تحقیق
سؤال اصلی
طبری آیات ولایت را چگونه تبیین نموده است و پس از بررسی چه نقدهایی بر تبیین ایشان وارد است؟

سؤالات فرعی
1- مبانی نظری طبری در حوزه ولایت و امامت اهل بیت چیست؟
2- مستندات طبری در رابطه با ولایت و امامت اهل بیت در آیاتی که به دلالت مطابقی دال بر امامت است چیست؟
3- مستندات طبری در رابطه با ولایت و امامت اهل بیت در آیاتی که به دلالت التزامی دال بر امامت است چیست؟
فرضیه ها
در بخش‌هایی از کتاب تفسیر جامع البیان نویسنده مفسر کوشیده است تا آیات بیانگر امامت و ولایت اهل بیترا تبیین و مناسبات روایی آن‌ها را یاد آور شود. طبری در این کتاب با بهره گیری از روایات، آیات شریفه را مورد توجه قرار داده و در موردی رأی نهایی خود را صادر کرده است. آیاتی که در این باره بیان شده همان بخشی از کلام وحی است که در این رساله به آن‌ها پرداخته می‌شود. از این رو پاسخ و نقد عالمانه و محققانه، به دور از جانب داری یک طرفانه از رأی و نظر نویسنده جامع البیان مبتنی بر فهم و کشف معانی واژگان آیات در پرتو اصول و مبانی تفسیری قرار داده می‌شود.
روش انجام تحقیق
این تحقیق به صورت کتابخانه‌ای صورت گرفته و روش پردازش ما در این پایان نامه روش بررسی تطبیقی- تحلیلی است. زیرا ضمن بیان آراء اهل سنت و شیعه، آن را مورد تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی قرار می‌دهد.
گفتار دوم: مفاهیم
طبری و جایگاه تفسیر وی
ابوجعفر محمدبن جریر بن کثیر بن غالب طبری در آمل از شهرهای طبرستان(مازندران) به دنیا آمد. تا دوازده سالگی مقدمات علوم زمان را در زادگاهش فرا گرفت. خود او در این باره می‌گوید: «در هفت سالگی قرآن را حفظ کردم، در هشت سالگی برای مردم نماز گزاردم و در 9 سالگی پاره‌ای از احادیث را نگاشتم.» سپس می‌افزاید که به خاطر رویایی که پدرش دیده بود، از دوران خردسالی به تحصیل او در علوم دین اهتمام نشان داده است و بنابراین از 12 سالگی به تشویق پدر به ری رفت.
در آن زمان شهر ری یکی از بزرگ‌ترین شهرهای ایران و از نظر آموزش علوم زمان سرآمد شهرهای دیگر بود. در ری از محمد بن حمید رازی حدیث فرا گرفت و مغازی(تاریخ جنگ‌های پیامبر) را از محمد بن اسحاق واقدی آموخت. سپس رهسپار بغداد شد و زمانی به آن شهر رسید که چند روزی از مرگ احمد بن حنبل می‌گذشت. طبری از بغداد به واسط، شهری در میان بصره و کوفه، رفت و علم حدیث را تا جایی که توانست فرا گرفت. از آن پس او به عنوان یک فقیه بر اساس مذهب شافعی فتوی می‌داد.
محمد بن جریر پس از مدتی میان‌رودان(بین النهرین) را ترک کرد و برای آشنایی با اصحاب رأی عازم مصر شد. او در این سفر از راه شام و بیروت گذشت و در 253هـ.ق. هنگام حکومت احمد بن طولون به مصر وارد شد و سه سال در آن دیار ماند و در شهر فسطاط مصر نزد پاره‌ای از دانشمندان آن دیار شاگردی کرد.
طبری طی سفرهای بسیار خود بیش‌تر سفرنامه‌هایی را که حاوی تاریخ و جغرافیای پیش از زمان خود بود، مطالعه کرد. هم‌چنین، طی آن سفرها سیره نویسان گوناگونی را در جهان اسلام دیدار کرد و اطلاعات زیادی از آن‌ها به دست آورد. او پس از زندگی سه ساله در مصر از راه شام به بغداد بازگشت و پس از زمان کوتاهی برای دیدار از وطنش راهی طبرستان شد و در سال 290هـ.ق. به آمل آمد. طبری پس از آن که محیط آمل را برای ادامه‌ی تحصیل خود مساعد ندید به بغداد بازگشت و در محله‌ی رحیه‌ یعقوب اقامت نمود و مطالعات خود را ادامه داد.
طبری در بغداد ضمن آن که دانش خود را در فقه، تاریخ، حدیث تکمیل می‌کرد، شاگردانی نیز تربیت نمود و ‌زمانی که در محله‌ی قنطره البردان بغداد زندگی می‌کرد، نگارش تاریخ خود را با نام «تاریخ الرسل و الملوک و اخبارهم و من کان فی زمن کل واحد منهم» که با نام تاریخ طبری شناخته می‌شود، به زبان عربی آغاز کرد. او که روزانه چهل برگه از تاریخ خود را گردآوری می‌کرد، نزدیک چهل سال به نوشتن تاریخ طبری پرداخت. به این ترتیب که از 48 سالگی شروع به گرد‌آوری نسخه‌های پراکنده سفرنامه‌ها نمود و از 65 سالگی به طور مستمر در بغداد یادداشت‌های پراکنده خود را به مدت 23 سال تنظیم کرد تا آن که پیش از مرگش آن را به پایان رساند.
طبری در کنار تنظیم تاریخ خود، کتاب «جامع البیان عن تاویل آی القرآن» را نیز در تفسیر قرآن نوشت.
طبری در سن 88 سالگی در خانه مسکونی خویش در روز یک شنبه دو روز مانده از شوال سال 310هـ.ق. در بغداد درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد. 2
با توجه به تخصص طبری در زمینه‌های مختلف دارای آثار فراوانی نیزمی باشد که عبارتند از:
1. تاریخ الرسل و الملوک و اخبارهم و من کان فی زمن کل واحد منهم(تاریخ طبری)
2. جامع البیان عن آی تاویل القرآن (تفسیر طبری)
3. اختلاف علماء الامصارفی احکام شرائع الاسلام(در نظریه‌های فقهی)
4. اللطیف القول فی احکام شرائع الاسلام(در فقه)
5. الخفیف فی احکام شرائع الاسلام(چکیده‌ی اللطیف)
6. بسیط القول فی احکام شرائع الاسلام(پیرامون نظرهای فقهی خودش)
7. تهذیب الاثار و تفصیل الثابت عن رسول الله من اخبار(در فقه و حدیث)
8. ادب النفوس الجیده و الاخلاق النفیسه(در اخلاق)
9. فضائل علی ‌بن ‌ابی طالب(پیرامون غدیر)
10. فضائل ابی‌بکر و عمر
11. الرد علی ذی‌الاسفار(در رد نظریه‌های فقهی داود بن علی اصفهانی)
12. رساله البصیر فی معالم الدین(در رد مذهب‌های بدعتی)
13. صریح السنه(پیرامون باورهای خود)
14. المسترشد فی علوم الدین و القراآت
15. مختصر مناسک(در حج)
16. مختصر الفرائض
17. الموجز فی اصول
18. عباره‌الرویا(در تعبیر خواب)
19. کتاب الوقف
20. حدیث الطیر
21. طرق الحدیث
22. المسند المجرد
23. الرد الحرقوصیه(نقد فرقه‌ها)
24. الرد ابن عبدالملک علی مالک
25. ذیل المذیل(سیره‌ی یاران پیامبر)
26. العدد و التنزیل
27. ادب القاضی
28. تاریخ الرجال من الصحابه و التابعین
29. المحاضر و السجلات.
30. دلایل النبوه
طبری به عنوان یک مورخ، محدث، مجتهد، فقیه، و مفسر در میان دانشمندان اهل سنت جایگاه ویژه‌ای دارد به خصوص تفسیر ایشان که به أم التفاسیر معروف است زیرا تفاسیر قبل از ایشان به ذکر روایت بسنده می‌کردند اما ایشان، توجیه اقوال و ترجیح بعضی بر بعضی و ذکر اعراب‌ها واستنباط‌ها واستشهاد به اشعار عرب در معانی الفاظ را نیز بیان نموده است. از این رو طبری در علت تألیف تفسیرش چنین نوشته است:
ما در شرح تأویل کتاب خدا (که هیچ شکی در آن نیست) و بیان معانی موجود آن، انشالله کتاب جامعی که بتواند حاجت مردم را از علم برآورده کند و کفایت کننده از سایر کتب در آن علم باشد خواهیم نوشت و در آن هر آنچه که به ما رسیده و بر آن دلیل وجود دارد و علما اتفاق نظر دارند و یا در آن اختلاف نظر دارند، خبر می‌دهیم وعلت هر گروه و مذهب را در آن رأی بیان می‌کنیم و تا آن‌جایی که امکان دارد با رعایت خلاصه گویی، نظر خود را شرح می‌دهیم. 3
ما به اختصار گزیده‌ای از نظرات دانشمندان اهل سنت را درباره طبری وتفسیرش بیان می‌نمائیم.
خطیب بغدادی نوشته است:
طبری یکی از بزرگترین علما است و بخاطر معرفت و فضل ایشان به قول و رأیش حکم می‌شود. بعضی از علومی که هیچ یک از علمای عصرش در آن شریک نیستند در او جمع شده است، او حافظ کتاب خدا، آشنا به قرائات، آگاه به معانی، و فقیه در احکام است. همچنین ایشان عالم به روایات و طرق آن و صحیح و سقیم و ناسخ و منسوخ آنها می‌باشد و آشنا به اقوال صحابه و تابعین بوده است. به تاریخ ملل و افراد احاطه دارد به گونه ای که کتابی در تاریخ به نام تاریخ الامم و الملوک و کتابی در تفسیر دارد که هیچ کس مثل آن دو را ننوشته است.4
در جای دیگر از کتابش آورده است: « از احمد بن ابو حامد بن ابی طاهر اسفرایینی به من رسیده که او گفت : اگر شخصی به چین مسافرت کند تا کتاب محمد بن جریر را دریافت کند کار زیادی نکرده است (کتاب ارزش آن سفر را دارد)»5
همو می‌نویسد:
ابوبکر بن بالویه نقل می‌کند که روزی محمد بن اسحاق مرا دید و گفت: درست شنیده ام که تو تفسیر محمد بم جریر را کتابت می‌کنی؟ گفتم: بله او إملا می‌کند و من تفسیر او را می‌نویسم
گفت: همیه تفسیر را؟
گفتم: بله
گفت در چند سال؟
گفتم: از سال 83 تا 90
بعد از دو سال محمد بن اسحاق مرا دید و گفت: من از اول تا آخر تفسیر او را نگاه کردم و خواندم و روی زمین شخصی عالم تر از محمد بن جریر پیدا نکردم در حالیکه حنابله به او ظلم کردند.6
داوودی نوشته است:
محمد بن جریر کتاب تفسیر خود را تمام کرد در حالیکه کتاب خوبی بود و در آن احکام قرآن، ناسخ و منسوخ،کلمات مشکل و نا مأنوس و اختلاف نظر علما در احکام و شأن نزول ها و در نهایت رأی صحیح آنها را بیان کرد. او اعراب حروف و داستان اخبار امت ها و قیامت و هر آن چه از عجایب بود کلمه کلمه و آیه آیه بیان کرد و اگر عالمی ادعا کند که از تفسیر طبری 10 کتاب می‌نویسد و هرکدام آنها حاوی یک علم باشد چیز عجیبی نیست. 7
ذهبی آورده است: «أباالعباس فرزند سریح گفت: محمد بن جریر عالم فقیه است و او در علوم کثیری متبحر است از جمله آن علوم: علم قرائات، تفسیر، حدیث، فقه و تاریخ است.»8
روش و سبک پردازش طبری در تفسیر آیات و نقد نظرات این است که ایشان ابتدا آیه را بیان می‌نماید بعد از آن به شرح کلمات نامأنوس و دارای اعراب مشکل می‌پردازد و در صورت نیاز به اشعار عرب استشهاد می‌نماید سپس به تفسیر آیه می‌پردازد به این نحو که اگر بر یک نظر واحد، حدیث یا قول مأثوری بود بیان نماید واگر اقوال ونظرات متفاوتی بود هر نظر را بصورت مستقل بیان می‌نماید و سپس به جرح و تعدیل و بررسی مرجحات می‌نماید و در پایان نظر خود را قید می‌نماید واین روش بهترین روش در تفسیر مأثور است.9
مهم‌ترین مصادر تفسیر طبری روایات رسیده از پیامبر اکرم اقوال صحابه و تابعان است ولی غیر از آن، موارد زیر نیز می‌تواند منبع وی باشد:
1- بهره بردن از ادبیات عرب بویژه نحو
2- استفاده از لغت
3- استفاده از شعر
4- انتخاب قرائت خاص از قرائت قاریان مشهور
5- نقل و بیان آراء فقها ونقد وبررسی آن‌ها10
معنا یابی واژگان تحقیق
امامت از دیدگاه لغت نویسان و متکلمان
لغت نویسان ریشه لفظ امام را (أم) دانسته و برای آن معانی (أصل و پایه، قصد کردن، پیشوا) را بیان نموده‌اند.11
جمع امام أئمه است که در اصل (أأممه)بر وزن أمثله بوده است کسره میم به همزه منتقل و دو میم در یکدیگر ادغام شده است.12
در کتب لغت برای إمام مصادیق و کاربردهای زیر بیان شده است:
1-قرآن کریم (القرآن، إمام المسلمین)13

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2- پیامبر گرامی اسلام (و النبی إمام الأئمه)14
3- جانشین پیامبر اکرم که پیشوای امت است (والخلیفه، إمام الرعیه)15
4- راهنمای مسافران (الدلیل للمسافرین)16
5- چوب یا ریسمانی که در بنایی به کار می‌رود(خشبه أو خیط یسوی بهما البناء)17
6-راه (الطریق)18
7- دانشمندی که از او پیروی می‌شود(العالم المقتدی به)19
8- ساربان و راهنمای شتران (الحادی لإبل)20
امام کسی است که به قول، فعل و تقریرش اقتدا می‌شود چه بر حق باشد چه بر باطل و جمه امام، أئمه است.21
امام با کسره، عبارت است از هر کسی که به او اقتدا کنند از رئیس قوم گرفته تا سایر افراد، بر راه راست و مستقیم باشد یا گمراه. 22
بدین ترتیب لفظ إمام از الفاظ دارای اشتراک وصفی است یعنی هم درباره افراد ارزشی و هم ضد
ارزشی به کار می‌رود.23
دانشمندان شیعه و سنی براساس اختلاف در مبانی فکریشان تعاریف گوناگونی از امامت داده‌اند و این تعاریف به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: دسته اول تعریف‌های عام است که نبوت را شامل می‌شود ولی دسته دوم تعریف‌های خاص است که، نبوت را شامل نمی‌شود.24
1. 1. 1 معانی عام
1- امام کسی است که ریاست عامه در دین و دنیای همگی برای اوست.25
2- امامت ریاست عام دینی است که مشتمل بر تشویق عموم مردم در حفظ مصالح دینی و دنیوی آن هاست.26
3- در شرع امام به کسی می‌گویند که ولایت بر امه و تصرف در امور آنها -به گونه‌ای که بالای دست ایشان دستی نیست- دارد.27
1. 1. 2 معانی خاص
1- امامت راست عامه بالأصاله در دین است نه نیابتا.28
2- (و هی رئاسه عامه فی أمر الدین و الدنیا خلافه عن النبی و أحکامه فی الفروع‏.29
3- هی خلافه الرسول فی إقامه الدین و حفظ حوزه الملّه بحیث یجب اتّباعه على کافّه الأمه. 30
با نگاهی به ساختار و ترکیب لفظی تعریف‌هایی که ارائه شد مشخص می‌گردد که یک قید بسیار مهم در هیچ یک از تعریف‌های دانشمندان اهل سنت و دانشمندان قدیم امامیه بیان نشده و آن قید الهی بودن امامت است در حالیکه این قید در هویت شناختی و چیستی امامت اهمیت فراوان داشته ونشان دهنده هویت آسمانی و الهی بودن امام برحق وهدایت گر واقعی است.31 بنابراین مناسب‌ترین توصیف از امامت آن است که سید محسن خرازی در کتاب بدایه المعارف الالهیه بیان نموده است: «إن الإمامه عند الشیعه هی الخلافه الکلیه الإلهیه التی من آثارها ولایتهم التشریعیه التی منها الإماره و الخلافه الظاهریه»32 (امامت نزد شیعه عبارتست از خلافت کلی الهی و از آثار آن ولایت تشریعی اهل بیت، خلافت ظاهری می‌باشد.)
به عبارت دیگر امامت مقامی الهی است که خدای متعال شایسته‌ترین افراد را از میان بندگانش برای هدایتگری و رهبری امور زندگی دنیوی و اخروی مردم انتخاب می‌کند. با این تعریف، امامت در امتداد خط رسالت و نبوت محمدی تلقی می‌شود، و به دنبال آن می‌توان تصور کرد که به کارگیری کلماتی چون امارت، ریاست، و خلافت به همراه امامت قابل توجیه است زیرا امام شخصیتی است که در کارها پیشگام و در آگاهی از چگونه اداره کردن جامعه از همه مردم داناتر و کاردان تر است.33
اهل بیت از نظرگاه لغت دانان و قرآن پژوهان
لغت شناسان برای اهل معانی زیر را بیان نموده‌اند:
«أهل» ‏: یعنی نزدیک ترین افراد به شخص و اصل در آن قرابت و نزدیکی است.34
أَهْلُ‏ الرجُلِ: عَشیرَتُه، و ذَوُو قُرْباهُ،35 در واقع اهل در لغت به معنای انس همراه با تعلق خاطر و وابستگی است بنابراین همسر، فرزند، نوه، داماد و…. اهل انسان به حساب می‌آیند. چنانکه استعمال اهل الکتاب، اهل الانجیل، اهل المدینه، اهل الذکر، اهل التقوی، اهل النار، و امثال آن با در نظر گرفتن همین انس و وابستگی است. شدت و ضعف در اهلیت به شدت و ضعف در انس و تعلق بستگی دارد از این رو ممکن است، از کسی که وابستگی و تعلق خاطری با او نیست سلب اهلیت شود، هر چند که جزو فرزندان انسان باشد.36 لذا، قرآن کریم آنان را که با پیغمبرى هم عقیده باشند و به او ایمان آورند اهل او و ذریه او می‌داند و کسانى را که فرزند نسبى وى باشند در صورت ایمان نیاوردن از اهل او بیرون می‌داند درباره حضرت نوح آمده که: نوح بعد از طوفان و غرق شدن پسرش گفت: «رَب إِن ابْنِی مِنْ‏ أَهْلِی‏ وَ إِن وَعْدَک الْحَق»37 یعنى خدایا پسرم از اهل من است و وعده تو حق است وعده داده بودى که اهل مرا از غرق نجات دهى پس چرا پسرم غرق شد؟ خدا در جواب فرمود «إِنهُ لَیسَ مِنْ‏ أَهْلِک‏»38 یعنى او حتما از اهل تو نیست او عمل غیر صالح است. در اینجا ملاحظه می‌کنیم که فرزند نوح در اثر کفر از اهل او خارج می‌شود.39
«بیت» به معنای خانه است، جائی که انسان شبانگاه در آن‌جا پناه می‌گیرد.40
«نبوت» مصدر «نبو» به معنای رفعت است. برخی از انسان‌ها از آن رو نبی شناخته می‌شوند که از
جهت روحانی و معنوی رفعت مقام مخصوصی پیدا کرده، و بر دیگران برتری یافته‌اند، گرچه در
خصوصیات انسانی مانند سایر مردم می‌باشند.41
آن چه گذشت، معنای لغوی کلمات بود، ولیکن آن چه که در بررسی مفهومی این ترکیب باید مطرح گردد، این است که اضافه «بیت» به «النبوه» اضافه «لامیه» است یعنی «بیت للنبوه» .
بنابراین، خانه متعلق به مقام نبوت مراد است، نه خانه متعلق به محمد بن عبدالله به عنوان یک شهروند مکی یا مدنی. از سوی دیگر، ارتباط با هر خانه، رفت و آمد، وابستگی، پیوستگی واهلیت پیدا کردن با آن از طریق اسباب و مقدمات متناسب با همان خانه امکان دارد. ارتباط با خانه مرد بزرگوار مکی یا مدنی، یعنی محمد بن عبدالله از طریق قرابت سببی، نسبی، رفاقت، همسایگی و…. ممکن است.
از این جهت نه تنها زنهای آن حضرت و فرزندان او با خانه اش ارتباط داشتند، بلکه بستگان دیگر نیز با خانه او در ارتباط بودند. چنان که قبل از فتح مکه، ابوسفیان در حالی که هنوز در شرک به سرمی‌برد، وارد خانه دختر خود ام حبیبه همسر آن حضرت شد… .42 لکن ارتباط با بیتی که منسوب به مقام نبوت است، به اسباب مخصوصی نیاز دارد و ارتباط سببی و نسبی و… کفایت نمی‌کند.
با این ملاک، حتی کسانی همانند نه امام بعد از امام حسینکه زمان حیات پیغمبر اکرم را درک نکردند یا احیانا خانه او را در مکه و مدینه ندیده‌اند، هم می‌توانند اهل بیت نبوت باشند. بنابراین «بیت» در آن ترکیب به معنای خانه سنگی و خشتی که در مکه و مدینه از پیامبر اکرم به یادگار مانده نیست، بلکه بیت نبوت و رسالت مراد است؛ یعنی خانه شخصیت حقوقی پیغمبر، نه خانه شخصیت حقیقی آن حضرت. به عبارت دیگر، مراد از بیت در ترکیب بیت النبوه خانه‌ای است که رابط میان زمین و آسمان است، نه خانه‌ای که بدن ملکی پیامبر اکرم در آن می‌زیست، و همسران آن حضرت در آن‌جا سکنی داشتند و… .
این خانه، خانه نبوت و ولایت است که مصالح آن فضائل، کمالات معنوی و سایر اموری است که با ولایت تناسب دارد، نه خانه محمد بن عبدالله و نه خانه زنهای آن حضرت پس اهل این خانه باید کسانی باشند که با این فضائل و کمالات، ارتباط تام و کامل داشته باشند.43
به همین دلیل وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که کلمه‏ اهل البیت فقط دو بار آمده است یکى درباره حضرت ابراهیم که ملائکه به همسرشان گفتند «رَحْمَتُ الله وَ بَرَکاتُهُ عَلَیکمْ‏ أَهْلَ‏ الْبَیتِ إِنهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ»44، دیگرى درباره اهل بیت رسول خدا و «إِنما یرِیدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرجْسَ‏ أَهْلَ‏ الْبَیتِ وَ یطَهرَکمْ تَطْهِیراً»45 و این همان آیه معروف تطهیر است و مراد از آن پنج تن آل عبا هستند. مسلمانان به تبعیت از قرآن، کلمه اهل بیت را در اهل بیت حضرت رسول استعمال کرده‏اند.46
پنهان نماند مفسران، محدثان و مورخان اسلامی به اتفاق در تفسیر آیه یاد شده گفته‌اند و نوشته‌اند: مراد از اهل بیت در آن تنها افراد خاصی هستند که عبارتند از: حضرات بزرگوار معصومین یعنی امام علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا و دو فرزند بزرگوار آن‌ها امام حسن و امام حسین می‌باشد.47
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان نوشته است:
روایات در این باره از بیش از هفتاد عدد است و روایاتی که اهل سنت نقل کرده‏اند از روایات شیعه بیش‌تر است، و اهل سنت قریب به چهل روایت از امّ سلمه، عائشه، ابى سعید خدرى، سعد، وائله بن اسقع، ابى حمراء، ابن عباس، ثوبان غلام حضرت رسول، عبد الله ابن جعفر، على، نقل نموده‌اند.48
این دسته روایات تفسیرگر معنا و مصداق واژه «اهل البیت» در آیه کریمه تطهیر در بسیاری از متون کهن روایی، تفسیری، تاریخی، و کلامی از سوی اندیشمندان جهان اسلام – شیعه و سنی – به ثبت رسیده است.49

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید