گفتار چهارم: جایگاه روایات در تفسیر22
دیدگاه ها22
1-تفسیر قرآن باروایت22
2-تفسیر قرآن با قرآن24

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-تفسیر قرآن با قرآن و روایات25
فصل دوم: فضایل امیرالمؤمنین واهل بیت درآیات34
گفتار اول: فضایل امیرالمؤمنین در آیات35
1-آیات ولایت35
1-1-آیه ابلاغ35
1-1-1-تفسیر آیه ابلاغ در کتاب کشف الاسرار ونقد آن35
2-1-1-ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین در تفاسیر شیعه41
3-1-1- روایات ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین در تفاسیر اهل سنت42
2-1-آیه اولی الامر43
1-2-1-تفسیر آیه اولی الامر در تفسیر کشف الأسرار و عده الأبرار:43
2-2-1-عصمت اولی الامر در تفاسیر شیعه و اهل سنت:46
3-2-1-روایاتی در مورد اولی الامر48
3-1-آیه إکمال49
1-3-1-تفسیر آیه درکشف الأسرار و عده الأبرار49
2-3-1-استدلال بر تفسیر صحیح:50
3-3-1-نقد نظر مشهور اهل سنت با استفاده از همین نکته کلیدی:51
4-3-1-روایات اهل سنت53
4-1- آیه إنذار54
1-4-1-تفسیر آیه در کشف الاسرار54
2-4-1-روایات در تفسیر وشأن نزول این آیه از کتب اهل سنت56
3-4-1-نکته هائی در این روایات58
2- آیات غیر ولایت59
1-2-هادی أمت59
1-1-2- در تفسیر کشف الاسرار59
2-1-2-روایاتی از شیعه واهل سنت60
2-2- آیه نجوا61
1-2-2-تفسیر آیه در کشف الاسرار61
2-2-2-شأن نزول آیه در تفاسیر62
3-2-2-تنها عمل‏ کننده به آیه نجوا63
4-2-2- شبهه انکار فضیلت عمل به آیه نجوا64
3-2- لیله المبیت65
1-3-2- در تفسیر کشف الاسرار66
2-3-2- در تفاسیر شیعه و اهل سنت66
گفتار دوم: فضایل اهل بیت در آیات68
1-آیه تطهیر68
1-1-تفسیر آیه در کشف الأسرار68
2-1-مراد از اهل بیت در تفاسیر شیعه واهل سنت69
3-1-آیه تطهیر وعصمت71
2-آیه إطعام72
1-2- تفسیر آیه در کشف الأسرار72
2-2-مفاد آیه: «وَ یطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ»73
3-2-شأن نزول سوره «هل أتی»74
4-2-سوره «هل أتی» در اشعار شاعران75
3-آیه مباهله76
1-3- تفسیر آیه در کشف الأسرار76
2-3-معنی مباهله در لغت77
3-3-حضور اهل بیت درمباهله در تفاسیر اهل سنت78
4-3-یکی از فضائل بزرگ اهل بیت78
4-آیه مودت79
1-4-تفسیر آیه در کشف الأسرار79
2-4-شأن نزول آیه مودّت81
3-4-توضیح واژگان81
1-3-4- مودّت82
2-3-4-قربی82
4-4-مصداق «قربی»82
1-4-4- روایات شیعه درباره آیه مودّت83
2-4-4- روایات اهل سنت در تفسیر آیه مودّت84
5-آیه لؤلؤ و مرجان84
1-5-تفسیر آیه در کشف الاسرار84
2-5-تفسیر آیه در تفاسیر اهل سنت84
فصل سوم: فضایل امیرالمؤمنین واهل بیت در أحادیث کشف الأسرار87
گفتار اول: فضایل امیرالمؤمنین در أحادیث کشف الأسرار88
1-حدیث رد الشمس88
1-1-حدیث رد الشمس در کشف الاسرار88
2-1- برگشت خورشید پس از وفات پیامبر89
3-1-ردالشمس در روایات90
4-1-حدیث ردالشمس در منظر اهل سنت90
5-1-اشکالات و ابهامات91
2-محبت امیرالمؤمنین92
1-2-محبت امیرالمؤمنین در تفسیر کشف الاسرار92
2-2-محبت امیرالمؤمنین در کتب اهل سنت93
3-علم امیرالمؤمنین94
4-لا فتی الّا علی95
1-4-حدیث لافتی در کشف الاسرار95
2-4-جوانمردی امیرالمؤمنین در جنگ احد96
5-علی مرتضی همسر فاطمه زهرا97
1-5-ازدواج امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا در آسمان97
2-5- فضیلت بودن همسری فاطمه زهرا99
6-تیر در پای امیرالمؤمنین99
1-6- در کشف الاسرار99
2-6-بررسی صحت این روایت100
7-زهد امیرالمؤمنین102
1-7-‏در تفسیر کشف الاسرار102
2-7-نمونه هایی از زهد امیرالمؤمنین103
گفتار دوم: فضایل اهل بیت در أحادیث کشف الأسرار105
1-سلام ملک الموت به اهل بیت105
2-عمل کردن اهل بیت به آیه «مَنْ ذَا الَّذِی یقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً»106
1-2- عمل به آیه در تفسیر میبدی106
2-2- پاسخ به دو شبهه107
3-اهل بیت ذوی القربای پیامبر108
1-3-ذوی القربی در تفسیر کشف الأسرار و عده الأبرار108
2-3-ذوی القربی در بقیه تفاسیر108
نتیجه‌گیری110
فهرست منابع و مؤاخذ113
مقدمه
تفسیر قرآن کریم در گرو معرفت آن است و چون شناخت آن درجات گوناگونی دارد بنابراین تفسیر آن نیز مراتب مختلفی دارد. بعضی قرآن را در اثر اتحاد با حقیقت آن می‌شناسند مثل پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت که به منزله جان رسول خدا هستند.
بعضی دیگر قرآن را بر اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود، می‌شناسند که تبیین آن کشش خاص، برای کسی که از آن نفحه نصیبی ندارد میسور نیست.
و گروه سوم قرآن را با بررسی ابعاد گوناگون اعجاز وی می‌شناسند که اکثر قرآن شناسان و مفسران از این دسته‌اند.
کامل‌ترین شناخت قرآن همانا معرفت عمیقانه طبقه اول است که نه تنها به تمام معارف آن آشنایی کامل دارند بلکه در مرحله عقل، قرآن معقول و در مرتبه مثال، قرآن متمثل و در مرتبه طبیعت، قرآن ناطق می‌باشد و این بخاطر آن است که حقیقت ولایت و حقیقت قرآن گرچه مفهوما از یکدیگر جدا می‌باشند ولی از لحاظ مصداق و همچنین حیثیت صدق، مساوی و متحدند.
گروه دوم به واسطه آیات انفسی قرآن به سوی این هدف والا جذب شده‌اند و با کشش قرآن وارد دریای بیکران او گشته‌اند.
اما دسته سوم با بررسی ابعاد اعجاز آمیز قرآن کریم آن را می‌شناسند و قرآن شناسی آنان از روزنه‌های بیرونی است و کلام خدا را از پشت پرده‌های الفاظ و مفاهیم و مانند آن می‌بینند و از حجاب مصطلحات نمی‌گذرد.
به همین دلیل ده‌ها کتاب در باب تفسیر قرآن به شیوه‌های مختلف تاریخی، ادبی، روایی، فلسفی و… به رشته تحریر در آمده است و هر مفسری از باب تخصص خود به دریای بی کران قرآن نگاه کرده است. با این نگاه‌های یک جانبه به دریای بیکران قرآن، لاجرم بعضی از پرده‌های قرآن کنار خواهد رفت اما سایر چهره‌های قرآن و بطون آن بر ما پنهان است. و این بدان معنا نیست که انسان به دنبال کشف القناء نرود، بلکه یقینا هر قدر ظرف اندیشه ما بزرگ‌تر شود مقدار بیش‌تری از این دریای بیکران را درون خود جای خواهد داد. از این رو بر دانشمندان واجب است تا در همه اعصار و زمانها تلاش کنند تا حقایق بیش‌تری از قرآن کریم و ولایت که پیوند عمیقی با هم دارند را – چنانکه پیامبر اکرم فرمودند: «إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی…» بیاموزند و به آنچه تا کنون بوده قناعت نکنند زیرا پیامبر اکرم فرموده شگفتیهای قرآن هرگز تمام نمی‌شود و نوآوریهای آن به کهنگی نمی‌گراید.
آری، پیوند عمیقی بین قرآن و ولایت و امامت وجود دارد به نحوی که شیعه آن را از اصول اعتقادات، و یک منصب الهی و دنباله رو نبوت پیامبران می‌داند. شیعه آن قدر برای امامت ارزش قائل است که امام رضا می‌فرماید: «کلمه لا إله إلا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» در واقع امام شرط توحید را امامت و ولایت می‌داند.
اما عالمان اهل سنت امامت را به عنوان یک فرع فقهی می‌دانند و نگاه سطحی به مسأله امامت دارند. از جمله این عالمان، ابوالفضل رشید الدین میبدی صاحب تفسیر کشف الأسرار است. ایشان به خاطر تخصصش در تاریخ، فقه، حدیث و تفسیر از جایگاه قابل ملاحظه‌ای در میان عالمان اهل سنت دارد. لذا بررسی دیدگاه تفسیری وکلامی او در آیات امامت و ولایت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و پاسخ به آن‌ها زمینه ساز پاسخ به شبهات وهابیت برای محققان خواهد بود.
به همین خاطر به تفسیر وی که یکی از مهم‌ترین تفاسیر اهل سنت می‌باشد مراجعه کرده و آن را محور بحث خود قرار می‌دهیم و قصد داریم با بررسی و تبیین و تحلیل آیات ولایت و امامت که از مباحث مهم و ضروری مذهب تشیع است ، در این تفسیر به نقد عالمانه نظرات ابوالفضل رشید الدین میبدی حول مبحث امامت و ولایت اهل بیت بپردازیم تا حقایق تاریخی را مطابق با اصول تفسیر صحیح درباره آیات منتخب استخراج نماییم.

فصل اول: کلیات
مقدمه
بحث ولایت از مهمترین ابحاث شیعه است که این روزها هجمه های همه جانبه از سوی دشمنان بالاخص فرقه ضاله‌ی تازه تأسیس شده‌ی وهابیت شده است. خصوصا با این همه امکاناتی که دارند دشمنیهای خود را بیش از پیش کردند و شبهات زیادی را بر علیه شیعیان مطرح می‌کنند که مهمترین شبهه‌ی آنها این شبهه است که شیعه اصل و اساس ندارد و زاییده‌ی تفکرات پادشاهان صفوی است در حالی که کتب اهل سنت بالاخص کتب تفسیری آنها پر از حقانیت شیعه می‌باشد.
و در این مختصر سعی کردیم که از کتب قدیمی و تفسیری آنها مستنداتی بر حقانیت شیعه ارائه دهیم.
1. تعریف مساله
کشف الاسرار و عده الابرار کتابی در تفسیر قرآن و عظیم ترین و قدیمی ترین تفسیر عرفانی فارسی، نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی در دهه ۵۲۰ قمری است. این کتاب بر اساس تفسیر الهروی خواجه عبدالله انصاری (که هم اکنون در دست نیست) و در ده جلد نوشته شده‌است رشیدالدین میبدی در این کتاب ابتدا بخشی از آیات را بدون توضیح به فارسی ترجمه کرده، سپس عقاید مفسرین و تحقیقات اهل فن را درباره تفسیر همان قسمت شرح می‌دهد و در بخش سوم به بیان نکات عرفانی خصوصا به نقل از خود خواجه عبدالله انصاری می‌پردازد.
و از آنجا که مفسران و اندیشمندان شیعه و نیز برخی از مفسران و علمای اهل سنت به شرح آیات فضیلت امام علی پرداخته و دلالت آنها را به عظمت و جایگاه رفیع امام علی مسلم دانسته اند. عظمت امام علی همواره مورد توجه تعداد زیادی از اندیشمندان اهل سنت قرار گرفته به طوری که علمای شیعه معمولاً برای اثبات ولایت امام از منابع اهل سنت بهره جسته اند، سپس با نقد و بررسی نظرات آنان دلایلی بر ولایت و فضیلت امام علی اقامه کرده اند. نوشته پیش رو نیز بر همین روال به بیان دیدگاه رشیدالدین میبدی در این باره پرداخته و سپس به نقد و بررسی آرای وی می‌پردازد.
2- پیشینه تحقیق
ازجمله فعالیت‌های مستقل که در این زمینه صورت گرفته:
1) کتاب فضایل اهل بیت از منابع اهل سنت نوشته‌ی محمد رضا امین زاده. است که این اثر شامل بخشهایی چون لزوم عقلی امام. سیمای اهل بیت در قرآن. سیمای اهل بیت در اسناد اهل سنت. امام علی وحضرت زهرا درمنابع اهل سنت. واعترافهای سه خلیفه در مورد فضایل امیرالمومنین است.
2)کتاب چهل حدیث ازفضایل اهل بیت از اسناد اهل سنت نوشته‌ی آیت الله مرتضی احمدیان که از کتاب فرائد السمطین جمع آوری شده که شامل قسمتهایی از جمله برتری حضرت فاطمه بر دیگر زنان. اثبات دلالت ایات تطهیر و مباهله بر افضلیت ال الله. عظمت محبت ال الله. با شهادت ازددنیا رفتن اهل بیت از فرمایشات رسول اکرم میباشد.
3) کتاب اهل البیت فی تفاسیر اهل السنه نوشته شیخ نزار الحسن
4) مقاله امام موسی بن جعفر عند اهل السنه از شیخ فارس حسون
5) فضایل پنج تن ال عبا در صحاح سته از ایت الله سید مرتضی حسینی فیروز ابادی است. این کتاب که شامل احادیث و روایتهای مربوط به فضائل و مناقب پنج تن آل عبا از مهمترین کتابهای اهل سنّت می‌باشد. گذشته از رواج آن در همه شهرها خصوصا بلاد اسلامی مدرکی ارزنده برای محققان در این موضوع است. این کتاب توسط حجهالاسلام محمدباقر ساعدی به فارسی ترجمه و در چهار جلد به چاپ رسیده است.
کتاب «فضائل الخمسه» از جمله کتب مدرکی در جهان اسلام محسوب می‌شود و مورد توجه دانشمندان و محققین می‌باشد. و از تألیفات غیر مستقل وضمنی در این زمینه به بسیاری از کتب اهل سنت از جمله1) مسند احمد بن حنبل 2)صحیح بخاری 3)المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری میتوان اشاره کرد.
ولی آنچه این تحقیق را از باقی تحقیقات در این زمینه ممتاز میکند پرداختن به فضایل علی درکتب اهل سنت با روی کرد اثبات ولایت وامامت آنها با استفاده از این منابع می‌باشدبه عبارت دیگر اثبات ولایت انها باتوجه به اعترافات واقرارات آنها در این زمینه وجه امتیاز این تحقیق از باقی می‌باشد.
3- ضرورت تحقیق
از آن جا که کتاب قطع نظر از جنبه دینی از لحاظ ادبی و همچنین در مباحث عرفانی و تصوّف یکی از نوادر زبان فارسی است که مانند گنجی ثمین هزاران فایده علمی و ادبی و لغوی و تاریخی را به پارسی زبانان تقدیم می‌دارد و صدها لغات و اصطلاحات رائج در قرن پنجم و ششم هجری که دوره اوج ادبیات فارسی بوده‌است، در این گنجینه وجود دارد و طالبان ادب و لغت و صرف و نحو از آن بهره مند توانند شد لذا پرداختن به فضایل اهل بیت دراین کتب باتوجه به اهمیت آن در میان اهل فن از اهمیت ویژه ای برخورد دار است.
4- هدف تحقیق

هدف اصلی این تحقیق روشنگری فضایل اهل بیت و اثبات حق ولایت وزعامت وخلافت بلا فصل ایشان بعد از رسول اکرم است. آنهم از زبان کسانی که اصراربر به افضلیت ایشان ندارند بنابراین آنچه مورد نظر است ازاین تحقیق اثبات ولایت حقه اهل بیت از راه بیان افضلیت آنها در کتاب های روایی مهم ومورد اطمینان مخالفینشان می‌باشد.
5- سئوالات تحقیق
1-5- سئوال اصلی
چه آیاتی از قرآن در مورد فضایل امیرالمؤمنین و اهل بیت در تفسیر کشف الاسرار ذکر شده است؟
2-5- سئوالات فرعی
1- تفسیر کشف الاسرار چگونه تفسیری است؟
2- فضائل امیرالمؤمنین واهل بیت در آیات ولایت و غیر ولایت در تفسیر کشف الاسرار کدام است؟
3- فضائل امیرالمؤمنین و اهل بیت در احادیث تفسیر کشف الاسرار کدام است؟
6- فرضیه‌ها
1- بیان فضایل امیرالمؤمنین و اهل بیت در آیات زیادی من جمله آیه مباهله، ولایت، اکمال،
2 – بیان فضایل امیرالمؤمنین در احادیث مهمی همچون حدیث رد الشمس وحدیث لافتی
3- اعتراف به برتری علی‏بن ابی‏طالب بر اصحاب
7- روش تحقیق
نوشته پیش رو نیز به روش کتابخانه ای به بیان دیدگاه رشیدالدین میبدی در این باره پرداخته و سپس به نقد و بررسی آرای وی می‌پردازد.
گفتار اول: شناختی بر تفسیرکشف الاسرار و عده الابرار
یکی از تفاسیری که در قرن ششم به زبان پارسی که با نثری دلپذیر بااشعار عربی و فارسی نگاشته شده تفسیر کشف الاسراراست. میبدی در مقدمه ی تفسیرش می گوید، که تفسیر را براساس تفسیر فشرده و مختصر خواجه عبدالله انصاری نگاشته است:
کتاب فرید عصر و یگانه روزگار شیخ الاسلام ابواسماعیل عبدالله ابن محمدابن علی انصاری را در تفسیر قرآن و کشف معانی آن خواندم که در لفظ و معانی و پژوهش و زیبائی بحداعجاز رسیده بود ولی چون نهایت فشردگی واختصار بود مقصور آموزندگان و رهروان از آن برآورده نمی‌شد ازاین روی به شرح و تفصیل آن پرداختم.2
برخی تفسیرالهروی را به خواجه عبدالله انصاری نسبت داده اند و درضمن تشریح زندگانی وی آورده اند که:
شیخ الاسلام3 چون ازاولین مسافرت سخت خود بازگشت به تفسیر قرآن آغاز کرد و در مجالس وعظ و یادآوری به سال 436 هجری یکبار قرآن را تفسیر کرد و سال 437 در همام محافل باردیگر به تفسیر قرآن پرداخت… وی به سال 480 چون بار دیگر به هرات بازگشت و محافل و مجالسی به پا داشت تفسیر قرآن را آغاز کرد اما با گزینش واختصار او دراین مجالس به اختصار می‌کوشید و گاه در یک جلسه 10 آیه را تفسیر می‌کرد.4
ولی تفسیر خواجه در دست نیست اما به دست رشیدالدین میبدی رسیده بود وایشان آن را شالوده کار خود در نوشتن کشف الاسرار قرارداده است.
1-چگونگی تدوین
همان طور که گفتیم تفسیر کشف الاسرا به زبان پارسی با نثری زیبا تنظیم نوشته شده است. رشیدالدین میبدی در سه نوبت به آیات قرآن پرداخته است. در نوبت اول آیات را تحت عنوان «النوبه الاولی» ترجمه می‌کند سپس در نوبت دوم به شأن نزول آیات، احادیث، مباحث ادبی، تاریخی و فقهی به تفصیل، سخن می‌گوید و در نوبت سوم عرفانی بحث می کند که در ضمن آن کلمات قصار و سخنان صوفیان معروفی چون: خواجه عبدالله انصاری، جنید شبلی بایزید و… را نقل می‌کند که بیشتر از سخنان خواجه عبدالله انصاری استفاده می کند و او را با عناوین چون پیر طریقت، پیرصوفیان، پیربزرگ، عالم طریقت و… یاد می‌کند.
مؤلف خود در چگونگی تنظیم و شیوه نگارشش چنین گفته است:
شرط ما دراین کتاب آن است که مجلسها سازیم در آیات قرآن برولاء متوالی و در هر مجلسی سه نوبت سخن گوئیم: اولی پارسی ظاهر بروجهی که هم اشارت بمعنی دارد و هم در عبارت غایت ایجاز بود. دیگر نوبت: تفسیر گوئیم و وجوه معانی و قراآت مشهوره و سبب نزول و بیان احکام و ذکراخبار و آثار و نوادر که تعلق به آیات دارد و وجوه و نظایر و مایجری مجراه. بدیگر نوبت: رموز عارفان واشارات صوفیان و لطائف مذکران. 5
2-نگاهی به ابعاد گوناگون کشف الاسرار
مؤلف از ابعاد و مباحث مختلفی در تفسیرش استفاده کرده است. او به شان نزول آیات توجه شایسته ای دارد و دراین زمینه از نقل اقوال و گفتار مفسران پیشین خودداری نمی‌ورزد. قراآت مختلف در ذیل واژه ها نیز گاهی مورد توجه است . به تبیین و تشریح واژه ها نیز پرداخته شده است.
و از جنبه های نحوی و صرفی آیات بحث کرده است و نیز از احادیث هم استفاده کرده است در تاریخ و عرفان سخن به میان آورده است اما متأسفانه در پاورقی از مجمع البیان شیخ طبرسی استفاده کرده است .
3-جایگاه نقل درکشف الاسرار
میبدی تا آنجا به منقولات تکیه کرده و از کاوش‌های عقلانی در معانی آیات دور شده است و گاهی افراط می‌افتد، که تجسیم و دیگر عناوین ناصواب را می پذیرد. مثلا در ذیل آیه«الرحمن علی العرش استوی» می‌آورد:
استواء خداوند بر عرش در قرآن است و مرا بدین ایمان است. تاویل نجویم که تاویل دراین باب طغیان است. ظاهر قبول کنم و باطن تسلیم. این اعتقاد سنیان است و نادر یافته بجان پذیرفته طریقت ایشان است. ایمان من سمعی است. شرح من خبری است. معرفت من یافتنی است. 6
و نیز در ذیل آیه«ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا… » در چگونگی استحیاء الاهی می‌گوید:
«این صفت حیا وامثال این هر چه درست شود به نصوص کتاب و سنت واجب است بر بنده خدا که چون آن شنود یا خواند بر نام و صفت بایستد و زبان و دل از معنی آن خاموش دارد واز دریافت چگونگی آن نومید باشد که خرد را فرا دریافت آن به تکلف و تاویل راه نیست». 7
درادامه میبدی تعقل و تدبر در معانی آیات را ناصواب شمرده و از آن منع می‌کند و در جای دیگر تفسیر خود می‌گوید: «مذهب اهل سنت واصحاب حدیث در چنین اخبار و آیات و صفات به ظاهر رفتن است و باطن تسلیم کردن واز تفکر در معانی آن دور بودن و تاویل نه نادن که تاویل راه بی راهان است و تسلیم شعاراهل سنت ایمان است. » 8
بعضی در باره ی این اندیشه ی ناصواب میبدی می گویند:
ظواهر آیات و احادیث واقوال صحابه و گفتار مفسران پیشین در دیدگاه میبدی از جایگاه بسیار بلندی برخورداراست و وی در موارد اختلافی مستند و مرجع را فقط ظواهر و اخبار صحاح و گفتار مفسران می‌داند و بس. این نوع نگرش و بستن بال عقل و جلوگیری از پرواز درافقهای تازه و فراخنای اندیشه های بشری و بهره وری های شایسته از اعماق قرآن از آثارجریان اشعریگری و جمود بر ظواهر در جریانهای مختلف فرهنگ اسلامی است.
آثار سوء و بازتاب ناهنجار این اندیشه که هنوز نیز در برخی از جراینها دیده می‌شود بسیار بوده و هست واینجا مجال تفصیل آن نیست.9
4-اسرائیلیات در کشف الاسرار
جناب میبدی همانطور که گفتیم خیلی به نقل و اقوال دیگران توجه کرده است در حالی که روایات جعلی زیادی داریم که دشمنان اسلام وارد دین کردند در نتیجه این سهل انگاری میبدی باعث شده است تا تفسیر کشف الاسرار از آمیختگی به احادیث مجعول واسرائیلیات در تاریخ پیامبران سلف مصون نماند ونیز تا حد زیادی باعث سقوط این تفسیر از اعتبار می شود. مثلا در داستان آدم و حوا همان اخبار مجعول را ردیف کرده و در چگونگی وسوسه شیطان نیز آنچه را از اسرائیلیات به دست یافته در تفسیرش بهم بافته و عرضه کرده است. میبدی در ذیل آیه 24 سوره«ص» یاوه های روایت سازان یهودی را درباره پیامبر بزرگواری چون «داوود» آورده و با این که سخن علی را که صریح در رد این حدیث مجعول نقل کرده است به دنباله داستان پرداخته بدون این که آن را نقد و رد کند. 10
5-مباحث کلامی درکشف الاسرار
از بحثهای گذشته می توان دریافت که میبدی در مسائل اعتقادی و کلامی بر شیوه اصحاب حدیث11 مشی می‌کرده است و در نتیجه سخنانی را که مبتنی بر کاوشهای عقلانی باشد مثل سخن اهل تأویل را باطل می شمارد. 12 و بر این عقیده است که اصحاب حدیث چون اندیشه ها و عقایدشان رااز اخبار صحاح و آثار صحابه سلف گرفته اند بر صوابند واهل نجات. 13
مثلا برای خداوند جسم قائل است لذا برای خداوند صورت، جهت و مکان ثابت می‌کند و گاه رویت خداوند را ممکن می‌شمرد. 14
میبدی چون ازاصحاب حدیث است متمایل به اشعریگری است چرا که او گاهی دیدگاههای پذیرفته شده اشعریان را نمی‌پذیرد و بر آنها خرده می‌گیرداز جمله می‌گوید:
«اشعریان گفتند: حروف در قرآن و غیرقرآن آفریده شده است و گفتند: کلام خداوند معنی است قائم بذات او بی حرف و بی صوت واین عقیده اهل سنت و اصحاب حدیث نیست واهل سنت را برایشان از آیات واخبار دلیلهای روشن است. »15
6-مباحث فقهی درکشف الاسرار
از مباحث ارائه شده در کشف الاسرار مبحث فقهی است که میبدی به آن اشاره کرده است، ایشان در ذیل هر آیه ی مربوط به احکام به عنوان «فصل» از احکام فقهی یحث کرده است. میبدی به مذهب شافعی گرایش دارد، مثلا در ذیل آیات قبله وارد بحث شده و می‌گوید:
«بدان که روی بقبله آوردن شرط درستی نمازاست و بگذاشتن قبله اندر نماز روا نیست….شافعی را دو قول است: یکی اصابت عین قبله فرض است یااصابت جهت؟ واصابت جهت ظاهرتراست. »16
7- فضایل علی درکشف الاسرار
یکی از جنبه های جالب و قابل توجه در تفسیر میبدی توجه وی به فضایل علی و اهل بیت پیامبر در اخبار و احادیث است. و این علاقه ی میبدی به امیرالمؤمنین علی را می رساند. مثلا در محبت علی از پیامبر نقل می‌کند که فرمود:
چون الله تعالی بنده ای را دوست دارد بجبرئیل خطاب کند که من فلان را دوست می‌دارم شما آه اهل آسمانید او را دوست دارید اهل آسمانها او را دوست دارند. آنکه در زمین محبت وی در دل خلق افکند تا زمینیان او را دوست دارند و در بغض همچنین. براء عازب گفت که: پیغامبر علی را گفت: «یا علی قل اللهم اجعل لی عندک عهدا و فی صدور المومنین و دا. «فانزل الله تعالی هذه الایه»آنگاه میبدی پس از نقل این جریان بعنوان شان نزول آیه می‌گوید: «فما من مومن الا و یحب علیا».17
و در ذیل آیه ی مباهله این چنین از پیغمبر حدیث نقل میکند:
مصطفی گفت: آتش آمده بر هوا ایستاده اگرایشان مباهلت کردندی در همه روی زمین از ایشان یکی نماندی و اصحاب مباهله پنج کس بودند: مصطفی و زهرا و مرتضی و حسن و حسین. آن ساعت که به صحرا شدند رسول ایشان را با پناه خود گرفت و گلیم بر ایشان پوشانید و گفت: «اللهم ان هولاءاهلی، جبرئیل آمد و گفت یا محمد وانا من اهلکم؟» چه باشد یا محمد اگر مرا بپذیری و در شمار اهل بیت خویش آری؟ رسول گفت: یا جبرئیل و انت منا. آنگه جبرئیل بازگشت و در آسمانها می‌نازید و فخر می‌کرد و می‌گفت: «من مثلی؟ وانا فی السماء طاووس الملائکه و فی الارض من اهل بیت محمد» یعنی چون من کیست؟ که در آسمانها رئیس فرشتگانم و در زمین اهل بین محمد خاتم پیغامبرانم.18
اما این نکته را فراموش نکنیم که میبدی نیز مثل دیگر مفسران و محدثان اهل به انکار و یا تضعیف ارزشها و والائیهای علی و فرزندانش ‌پرداخته است مثلا ارزشها و والائیهای علی و فرزندانش را در پاورقی می آورد و یا احادیث و اقوالی را در مقابل آن می آورد که آنرا از قوت بیاندازد. میبدی در تفسیر آیه 55 سوره مائده که منکران فضایل علی با تمسک به واژه های جمع «آمنو» «یقیمون»، «یوتون» و«راکعون» به انکار نزول آن درباره علی پرداخته اند بعداز نقل شأن نزول در جواب ازاین اشکال می‌گوید:
«و براین وجه آیت از روی لفظ اگر چه عام است از روی معنی خاص است که مومنان را بر عموم گفت و علی بدان مخصوص است».
اما پس ازاین اعتراف به نزول آیه درباره علی و جواب از اشکال می‌گوید: «و روا باشد که بر عموم برانند».19
8-عرفان در کشف الاسرار
کفتیم که روش میبدی در «النوبه الثالثه» عرفانی است، که باتوجهات صوفیانه و ذوقی به نثری مسجع و موزون دراطرافش قلم فرسایی می‌کند. که با جملاتی خوش آهنگ و بلیغ، با اشعاری بویژه از سنائی و سخنانی از صوفیان مخصوصا خواجه عبدالله انصاری آمیخته است. اینک یکی از قطعات عرفانی آن را می‌آوردیم:
گفته اند: صاحب دل چهار کسند: زاهد است دل او به شوق خسته خائف است دل او با شک شسته مرید است دل او به خدمت کمر بسته محب است دل وی به حضرت پیوسته. به داوود پیامبر وحی آمد که«یا داوود طهر لی بیتی اسکنه» یا داوود خانه ای که میدان مواصلت ما را شاید پاک کن واز غیر ما با ما مپرداز. داوود گفت: خداوندا و آن کدام خانه است که جلال و عظمت ترا شاید؟ گفت: دل بنده مومن «یاداوودانا عندالقلوب المحروقه» هر کجا خرمن سوخته ای بینی در راه جست و جوی ما که سوز عشق مارا می‌جوید آنجاش نشان ده که خرگاه قدس ماجز فنای دل سوختگان نزنند. دل بنده مومن خزینه بازار ماست منزلگاه کلام ماست محراب وصال ماست خیمه اشتیاق ماست مستقر کلام ماست گنج خانه اسرارماست معدن دیدار ماست هر چیزی که بسوزند بی قیمت گردد و دل که بسوزد قیمت گیرد. 20
9-شیوه نگارش و نثر فارسی کشف الاسرار
آنچه تفسیر میبدی را از تفاسیر دیگر دارای اهمیت ویژه ای برخوردار کرده است، نثراستوار با جمله های مسجع روان میبدی است که در «النوبه الثالثه» قلم فرسایی کرده است. اما در بخش سوم عنان قلم را رها میکند و نثری بس شورانگیز پدید می‌آورد. یکی از محققان درباره ارزش ادبی آن چنین نوشته اند:
این کتاب گنجینه گرانبهائی از لغات امثال و تشبیهات و تعبیرات فارسی است… واگر روزی فرا رسید که لغات قرآنی این تفسیر و معانی فارسی آن بصورت فرهنگی در آید آن کتاب فرهنگ از کتب نفیس و ارزشمند لغت خواهد بود و در ضمن این نتیجه گرفته می‌شود که زبان فارسی بحدی توانا و مایه ور است که برای هر نوع معنی لغتی سزاوار که رساننده آن معنا باشد دارد. خاصه آن که ترکیب در زبان فارسی باعث شده که هر معنی و مفهومی را بتوان برای آن لغت ساخت. . و نیز لغات و ترکیبات فارسی که دراین کتاب بکار رفته اگر جمع آوری گردد و موارد استعمال آن تفحص و بررسی گردد به سرمایه لغوی زبان فارسی افزوده می‌شود… آنان که بکار دستور زبان می‌پردازند این کتاب منبع سرشاری برای آنان خواهد بود زیرا خصایص صرفی و نحوی آن لاتعد ولاتحصی است و همچنین برای سبک شناسی که در زبان فراسی فنی نوین است و در تکمیل آن نیازمند به ماخذه و منابع بسیاری از نظم و نثر فارسی هستیم این کتاب بسیار مفیداست زیرا به نکات سبکی برخورد می‌کنیم که نظیر آن را در کتب انگشت شماری مانند«تاریخ بیهقی» و«تذکره الاولیاء» شیخ عطار مگر بتوانیم بیابیم. 21
10-تاریخ تألیف تفسیر میبدی ومصادر آن
تاریخ شروع تألیف آن به طوری که در آغاز آن آمده سال پانصد و بیست هجری بوده است. لذا از تفاسیر قرن ششم هجری است.
«شرعت بعون الله فی تحریر ما هممت فی اوائل سنه عشرین و خمسمأه، و ترجمت الکتاب کشف الاسرار و عدّه الابرار».22
تعدادی از مصادر این تفسیر که در آن نام برده شده عبارت است از: المجمل در لغت، المغازی در تاریخ، صحیح بخاری، صحیح مسلم، صحیح ترمذی، الترغیب، تفسیر ابوبکر نقاش، شفاء الصدور، قوت القلوب در عرفان، نظائر در ادبیات، کلیه و دمنه، و الوفاء ابن جوزی را می توان نام برد.
11-مؤلف کشف الاسرار
کتاب کشف الاسرار توسط آقای حکمت، جمع‏آوری و به صورت یک دوره کامل ده‏جلدی درآمده است، ولی قبل از آن درباره مؤلف این تفسیر، ابهامهایی وجود داشت. زیرا بعضی آنرا به خواجه عبدالله انصاری می دانند. از جمله آقای عبدالحی حبیبی در مقدمه‏ای که برای طبقات الصوفیه نگاشته است، کشف الاسرار را از تألیفات خواجه به شمار آورده است و برخی مثل حاجی خلیفه در کشف الظنون سعد الدین مسعود بن عمر تفتازانی متوفای 791 هجری، می دانند.
که بعضی برای اثبات اینکه مؤلف این کتاب شخصی غیر از تفتازانی و خواجه انصاری است، سه دلیل را ذکر کرده اند:
1-مؤلف همه جا در نوبت ثالثه با عنوان پیر طریقت‏یا شیخ الاسلام انصاری و گاهی هم با قید رحمت‏بر او باد، از خواجه یاد می‏کند و این خود دلیل آن است که این تفسیر پس از او نوشته شده و مؤلف آن، غیر از خواجه است.
2-از دو مورد در این کتاب، استفاده می‏شود که در قرن ششم نوشته شده و در دیباچه کتاب نیز تصریح شده است که آغاز تألیف کتاب 520 هجری قمری بوده است. از سوی دیگر خواجه عبدالله انصاری در سال 481 وفات کرده است و تفتازانی نیز متوفای 791 هجری است. بنابراین، نمی‏توان این کتاب را از تألیفات تفتازانی یا خواجه عبدالله انصاری دانست.
3-مؤلف تفسیر در دیباچه، صریحا می‏نویسد: «من کتاب شیخ الاسلام عبدالله بن محمد انصاری را در تفسیر قرآن مطالعه نمودم و چون در غایت ایجاز بود، تصمیم گرفتم که بال سخن را در آن باز نموده، عنان زبان را در شرح آن رها سازم‏». این عبارت به خوبی نشان می‏دهد که این تفسیر، شرح بر تفسیر خواجه است نه خود آن. البته این تفسیر شرح متن کتاب خواجه نیست، بلکه مطالب خواجه همان نکته‏هایی است که در نوبت ثالثه با عنوان پیر طریقت، شیخ‏الاسلام انصاری و امثال آن، نقل می‏شود و چه بسا علت نسبت این کتاب به خواجه هم ناشی از سوء برداشت از همین عبارت دیباچه باشد.23
گفتار دوم: شناختی بر ابوالفضل رشیدالدین میبدی
1- زندگانی ابوالفضل رشیدالدین میبدی
ابوالفضل احمد بن ابی سعید میبدی از عالمان و مفسران و عارفان اهل سنت می باشد که در قرن ششم هجری می زیسته است. اما متأسفانه از نحوه ی زندگانیش اطلاع زیادی در دست نیست. اما از این کتاب می توان تا حدی وی را شناخت.
نویسنده ای با توجه به تمام اطلاعات بدست آمده از پژوهشهای محققان، زندگانی مؤلف می‌نویسد:
ابوالفضل مردی از خاندان اهل علم میبد یزد دراواخر قرن پنجم به دنیا آمده. به جهت رواج فضل و فضیلت در خاندانش مقدمات علوم دینی را خوانده خارخار آموختن واندوختن او را بهره مند بوده دور نیست که محضر درس و فیض خواجه عبدالله انصاری را دریافته و یا با یک واسطه از آبشخور عرفان این عارف بزرگ بهره یاب گشته. تفسیر پیرهرات را دیده و خوانده و پیش روی داشته به جهت مختصر و موجز بودنش بر آن شده که آن را شرح و بسط دهد و براین نیت توفیق یافته واین اثر گرامی را برای ما به یادگار گذاشته. در سال 520 که براین کار برخاسته چند سال بر آن عمر گذاشته؟ پس به کجا رفته در کجا فوت کرده در کدام گورستانی خفته؟… بر ما معلوم نیست. 24
2-مؤلفات دیگر ابوالفضل رشیدالدین میبدی
از تألیفات دیگر میبدی اطلاع زیادی در دست نیست اما از خود تفسیر کشف الاسرار می توان به برخی از آثار وی پی برد.مثل کتاب «اربعین» که میبدی در ضمن تفسیر و تاویل آیه 41 از سوره رعد پس از نقل حدیثی که مشتمل بر واژه«اربعون» است می‌گوید: «اصلی عظیم است این خبر در علوم حقایق و تمکین ارباب معارف و با شرح آن در کتاب «اربعین» مستقصی گفته ایم کسی که این بیان خواهداز آنجا طلب کند»25
و دوم کتاب «الفصول» است این اثر را آقای دانش پژوه به چاپ رسانده و درمعرفی آن چنین نوشته اند:
تألیفی است ازامام حافظ فخرالاسلام رشیدالدین ابوالفضل احمدابن جمال الاسلام ابی سعیدمحمدابن محمود بن مهریزد بن انوشیروان میبدی یزدی زنهد در 520 که تا کنون جز «کشف الاسرار و عده الابرار» اثر دیگری ازاو نمی‌شناختیم ناشر طبقات الصوفیه انصاری پیرهرات گمان کرده است که شایداین کتاب هم نگارش او باشد. خوشبختانه مجموعه ای به کتابخانه مرکزی دانشگاه آمده است که یکی ازرسائل آن همین «الفصول» است که میبدی آن را از روی تألیف استاد ابوالقاسم یوسف بن الحسین بن یوسف البیع هروی به فارسی درآورده وبه خط خودنوشته است. 26
بهرحال بیش از آنچه دراین سطور آمد از میبدی اطلاعی نیست.
گفتار سوم: مفهوم شناسی تفسیر
1-معنای لغوی تفسیر
تفسیر از ریشه “فسر” مصدر باب تفعیل است و لغت شناسان؛ معانی متعدّدی برای این واژه آورده اند که برخی از آنها عبارتند از: کشف مراد از لفظ مشکل؛ 27 کشف معنای لفظ و اظهار آن؛ 28 بیان نمودن معنای سخن؛ 29 بیان و تشریح معنا و لفظ آیات قرآن؛ 30 کشف معنای معقول؛ 31 اظهار معنای معقول؛ 32 بیان؛ 33 ابانه؛ 34 بیان و توضیح دادن شیء؛ 35 آشکار ساختن امر پوشیده؛ 36 شرح قصه‌های مجمل قرآن کریم37 و…
این نکته هم لازم به ذکر است که برخی مانند سیوطی در الاتقان و زرکشی در البرهان “تفسیر” و “فَسْر” را مشتق شده از “سَفْر” دانسته اند. دلیل آنان بر این ادعا همگونی و تناسب معنای “فسر” و “سفر” (آشکار شدن) می‌باشد، اما طبق بررسی های انجام شده، این دو واژه، دو معنا و کاربرد متفاوت دارند: “تفسیر” و “فسر” اغلب درباره اظهار معنای معقول و آشکار کردن مطالب علمی و معنوی استعمال می‌شود و “سفر” در مورد آشکار کردن اعیان و اشیاء خارجی و محسوس به کار می‌رود38؛ لذا نه تنها تناسب معنایی لازم بین این دو وجود ندارد، به فرض چنین تناسبی، صرف همگونی و تناسب معنایی “سفر” و “فسر” دلیل بر اشتقاق و انشعاب “تفسیر” و “فسر” از “سفر” نیست.
2-معنای اصطلاحی تفسیر
البتّه ذکر این نکته لازم است که ارائه یک تعریف کامل که جامع افراد و مانع اغیار باشد امر ساده ای نیست چرا که هر تعریفی که از تفسیر ارائه شود، براساس پیش فرض هایی است که ممکن است در تحلیل نهایی خدشه دار شود. به هر حال دو تعریف می‌توان از تفسیر ارائه کرد. در تعریف اول “تفسیر به عنوان یک علم” و در تعریف دوم “تفسیر به عنوان تلاش فکری مفسر” مطرح شده است:
1- تفسیر، علمی است که به وسیله آن، معانی آیات قرآن و مراد خداوند از آن، با استفاده از منابع معتبر، بر مبنای قواعد ادبیات عرب، اصول مشترک محاوره و مفاهمه و قرائن متصل و منفصل کلام به دست می‌آید.
2-تفسیر، عبارت است از کشف و بیان معانی آیات قرآن و مراد خداوند از آن، با استفاده از منابع معتبر، بر مبنای قواعد ادبیات عرب، اصول مشترک محاوره و مفاهمه و قرائن متصل و منفصل کلام.
گفتار چهارم: جایگاه روایات در تفسیر
منظور از روایات در این عنوان سخنانی است که با نقل متواتر یا محفوف به قراین قطعی یا از طریق راویان مورد اعتماد از پیامبر و امامان معصوم نقل شده باشند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

درباره این که آیا در تفسیر قرآن به روایات نیاز است یا بدون کمک گرفتن از روایات نیز می‌توان قرآن را تفسیر کرد، دیدگاه های گوناگونی وجود دارد:
دیدگاه ها

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید